الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
69
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
آن چنان كه براى تو ارزشمند مىباشد ، نيست ، اگر دنيا نزد او به اندازهء بال مگسى ارزش داشت ، به هيچ كافرى كه نافرمانى مىكرد ، قطرهء آبى نمىداد ، و قسمت كردن خداوند همانند تقسيم تو نيست ، بلكه خداوند ، تقسيم كنندهء رحمتها و اختيار دار بندگان خود مىباشد و او كسى نيست كه از كسى بترسد چنان كه تو از كسى به خاطر مال يا مقام و موقعيتش مىترسى و او كسى نيست كه طمع در مال يا موقعيت كسى داشته باشد ، چنان كه تو دارى و او را براى خودت برمىگزينى و او كسى نيست كه از روى هوا و هوس كسى را دوست داشته باشد ، چنان كه تو چنين هستى و كسى را كه لياقت مقدم بودن را ندارد ، مقدم مىدارى بلكه معامله او با مردم معاملهاى عادلانه است . در نظر او هيچ چيزى باعث برترى در ديندارى و مقام نمىگردد مگر اطاعت بيشتر و سعى در خدمت بيشتر . همچنين هيچ چيزى باعث تأخر در دين و مقام نمىگردد ، مگر دورى از اطاعت خداوند متعال و حال كه صفت خداوند چنين است او به مال و موقعيت اشخاص نگاه نمىكند ، بلكه اين مال و مقام از تفضّلهاى او هستند و هيچ كدام از بندگانش از او طلبكار نيست و به او گفته نمىشود : حال كه مال به بندهاى تفضّل كردهاى ، بايد او را به مقام نبوت هم برسانى ؛ زيرا هيچ كس نمىتواند او را به چيزى بر خلاف ارادهاش مجبور كند ، چون او قبلا با نعمتهايش بر او تفضّل نموده است . ( 1 ) و اين همان قول خداوند است كه مىفرمايد : « وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ » « 1 » ؛ گفتند : « چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از اين دو شهر نازل نشده است ؟ مگر آنها قسمتكننده رحمت پروردگارت هستند ؟ » حال آن كه ما معاش آنها را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرديم و درجات بعضى را بالاتر از ديگران قرار داديم تا بعضى از آنان بعضى ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها به دست مىآورند بهتر است . ( 2 ) به علاوه او در احتجاج آنچه را كه ابو الحسن على بن محمد العسكرى عليه السّلام در نامهاش به اهل اهواز نوشته ، روايت كرده است . در اين نامه كه در مورد جبر و تفويض مىباشد ، آن حضرت مىفرمايد : برگزيدن بندگان خاص در اختيار خداست و اوست كه هر كدام از بندگانش را كه بخواهد برمىگزيند . او محمد صلّى اللّه عليه و آله را برگزيد و به رسالت خود مبعوث كرد و اگر اختيار آن را بر بندگان خود واگذار مىنمود ؛ هرآينه قريش اميّة بن ابى الصّلت و ابى مسعود ثقفى را برمىگزيدند ، زيرا اينها در نظرشان
--> ( 1 ) . زخرف ( 43 ) ، 31 - 32 .